تک و تنها
×××به نامه کسی که در تنهاتــــــــــرین تنهاییـــــــــــــــــم تنهـــــــــــــــــــام گذاشت××× 
قالب وبلاگ
زندگی جاری است. در همه حال. مثل خون در رگ ها...
[ جمعه 2 خرداد1393 ] [ 4:32 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
آسمان فرصت پرواز بلند است ولی...!!؟ قصه این است چه اندازه کبوتر باشی
[ جمعه 2 خرداد1393 ] [ 4:32 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

به گزارش سایت رسمی باشگاه استقلال ، فرهاد مجیدی از فوتبال خداحافظی کرد اما گفت که می‌خواهد در کنار هواداران استقلال به تنها آرزوی دست نیافته ورزشی‌اش دست پیدا کند.

 کاپیتان استقلال که 23 سال فوتبال بازی کرد،‌ عصر امروز و پس از بازی با مس کرمان در ورزشگاه آزادی کفش‌هایش را آویخت. او در روز هفتم آبان که هم شماره پیراهنش است،‌ با استقلال وداع کرد. با توجه به اینکه دیدار استقلال – مس آخرین بازی خانگی استقلال در نیم فصل اول است، مجیدی در استادیوم آزادی و در کنار هواداران استقلال، برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد.

در متن خداحافظی فرهاد مجیدی که در اختیار ایسنا قرار گرفته، آمده است: هیچ وقت دوست نداشتم زمان خداحافظی ام را از قبل مشخص کنم. مدتی پیش، به این تصمیم رسیدم که امروز روز خداحافظی از فوتبال است. از فردا همان جایی می ایستم که شما می‌ایستادید. زیر برف، یخ، باران و آفتاب سوزان. اما این بار من باید به شما احترام بگذارم و تشکر کنم، درست همان کاری که شما برای من انجام دادید.

تمام خاطره‌ها، خوشی‌ها و لحظه‌های تلخی که در طول سالیان حضور در استقلال داشته‌ام امروز جلوی چشمانم هستند. تلخ ترین خاطره‌ام "4خرداد 1390 " است که روی قلبم حک شده و به هیچ وجه پاک نخواهد شد. روزی که در مراسم تشییع جنازه ناصرخان شرکت کردم و در بهشت زهرا (س) برای همیشه از وی جدا شدم.

به من حق دهید که با دشواری از این پیراهن دل بکنم، هر کدام از ستاره‌های آن، مدال‌هایی بودند که همه ما به آن افتخار می‌کردیم. من به بیشتر آرزوهای فوتبالی خود رسیده‌ام و دوست داشتم با قهرمانی در آسیا از فوتبال خداحافظی کنم اما این امر میسر نشد. امیدوارم در آینده به تنها آرزوی دست نیافته ورزشی ام در کنار هواداران عزیز برسم.

هواداران عزیز و دوست داشتنی!

بازیکنان می‌روند ولی استقلال بزرگ باقی می‌ماند. پیراهنی که سال‌ها نام من بر آن نوشته می‌شد را دوست داشته‌ام و همواره دوست خواهم داشت. پیراهن "آبی" که بر تن بازیکنان بزرگی چون غلامحسین مظلومی و حسن روشن بوده یا همان بازوبندی که مدتها علی جباری، برادران بیانی، امیر قلعه نویی یا جواد زرینچه بر بازوان خود می بستند از جمله خاطرات ماندگارم هستند.

تقدیر این بود که در ایران پیراهنی جز پیراهن پرافتخار "آبی" بر تن نکرده و با استقلال از دوران قهرمانی خداحافظی کنم. ازهمه افرادی که این فرصت را برای من فراهم کرده و مرا حمایت نمودند خصوصا "امیر قلعه نویی" قدردانی می نمایم.

فرهاد مجیدی امروز به خط آخر سال‌های بازی خود رسیده و وقت آن شده تا پیراهن شماره 7 که میراث بزرگانی چون «مجید نامجو مطلق » است را به بازیکنان تازه نفسی تقدیم کنم که قرار است آینده فوتبال کشور را رقم بزنند.

هواداران همیشگی!

از فردا دیگر بازیکن استقلال به شمار نمی‌آیم ولی همواره یکی از شما خواهم بود و برای قهرمانی استقلال دعا خواهم کرد. هر چه دارم از استقلال و هوادارانش است و هر کجا که باشم برای سربلندی استقلال تلاش خواهم کرد.

چقدر سخت است پایان بردن این نامه، همین طور نام‌ها مقابل چشمانم رژه می‌رود، از تمام مربیانی که در این سال‌ها برایم زحمت کشیدند، از مدیرعامل محترم باشگاه جناب آقای فتح ا...زاده و دیگر مدیران گذشته، کارشناسان، بازیکنان، کادر پزشکی، تدارکات، اهالی رسانه، دوستان، خانواده خصوصا پدر و مادر عزیزم و تک تک آن هوادارانی که در این سال‌ها همراهی‌ام کردند، کمال سپاسگزاری و قدردانی را دارم.

در پایان لازم است برای تیم ملی کشورم که با درایت جناب آقای علی کفاشیان، رییس فدراسیون فوتبال و مربی بزرگش کارلوس کی روش، تلاش بازیکنان و دعای خیر مردم عزیز به جام جهانی صعود کرد، آرزوی موفقیت نمایم.

خدای من شاهد است که در تمام این سال‌های طولانی با تمام توانم بازی کردم و اگر قصوری از من سر زده از همه پوزش می‌طلبم.

مجیدی‌ها می‌آیند و می روند، اما آنچه باقی می‌ماند نام "استقلال" است که پشتش به شما هواداران، مثل همیشه گرم خواهد ماند. زنده باد ایران، زنده باد استقلال.

برادر کوچک شما

فرهاد مجیدی

[ یکشنبه 12 آبان1392 ] [ 8:7 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
خورشید بی غروب و دریای بی ساحل با تو معنا گرفت.

به گزارش سایت رسمی باشگاه استقلال حنیف عمران زاده مدافع ارزنده آبی پوشان در کد هواداری خود نوشت:«7 مقدس» در میان اشک‌هایمان رفتی اما بدان خورشید بی غروب و دریای بی ساحل با تو معنا گرفت. «7 استقلال» تقدسش را وامدار توست،«7 مقدس» در میان اشک‌هایمان رفتی اما بدان تو از من زنده تری آهای فرهاد مجیدی...

[ یکشنبه 12 آبان1392 ] [ 7:59 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
برادر عزیزم، می خواهم بی پرده بنویسم و اعتراف کنم که نه تنها تو ستاره فوتبال مایی، بلکه ستاره خانواده ما هم هستی.
فرزاد مجیدی برادر فرهاد که دیروز در لحظه خداحافظی شماره 7 آبی‌پوشان در کنار او بود، در یکی از سایت‌های اجتماعی متنی برای برادرش نوشته است. او نوشته: « برادر عزیزم، می خواهم بی پرده بنویسم و اعتراف کنم که نه تنها تو ستاره فوتبال مایی، بلکه ستاره خانواده ما هم هستی. عجب قانونی دارد این فوتبال، 7 آبان روز خداحافظی ات سخت ترین روز زندگی ام بود. 
در این یک هفته ای که تصمیمت را به من گفتی باورم نمی شد که برادر من، همان 7 محبوب و کاپیتان دوست داشتنی هواداران در اوج آمادگی و برای همیشه خداحافظی کند. 
می دانستم آرزوی تو قهرمانی استقلال در آسیا است، پس بی صبرانه منتظر هستیم کنار تو با همه هواداران سرود قهرمانی آسیا را بخوانیم. به تو افتخار می کنم و فقط می توانم بگویم دوستت دارم داداشم...»

[ یکشنبه 12 آبان1392 ] [ 7:56 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
مهاجم سابق تیم ملی کشورمان و سرمربی تیم فوتبال نیندورفر تی اس وی آلمان پس از خداحافظی فرهاد مجیدی از دنیای فوتبال دست به قلم شده و برای همبازی سابقش یادداشتی نوشته که متن این یادداشت به این شرح است:
«فرهاد مجیدی عزیز و دوست‌داشتنی! تا همین چند روز پیش حضور و دیدن بازی‌‌هایت در لیگ ایران برایم یادآور مردان هم‌دوره‌ام و حکایت‌ها و خاطرات خوب نسل مظلوم فوتبال ایران بود.
به خود می‌بالیدم که می‌شنیدم، هم‌دوره‌ام که 2 دهه خوب و سربلند فوتبال بازی کرده همچنان می‌درخشد اما واقعا فوتبال ایران نحوه استفاده از تجارب مجیدی، دایی، مهدوی‌کیا و باقری را می‌داند و می‌شناسد؟ افسوس.
فرهاد هم رفت و شاید فقط چند نفر از آن نسل باقی مانده‌اند؛ علی کریمی، سهراب بختیاری‌زاده و ... بیایید قدرشان را بدانیم.
7 دوست‌داشتنی، قلب و درکم را با حال و احساس‌ات همراه می‌کنم و برایت بهترین‌ها را آرزو دارم و توجه‌ات را به جنگ برای بازگشتی پرفروغ در عرصه‌ای دیگر جلب می‌نمایم. شاد، سربلند و موفق باشی 7 محبوب و دوست‌داشتنی فوتبال ایران. 
وحید هاشمیان

[ یکشنبه 12 آبان1392 ] [ 7:55 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
به گزارش سایت رسمی باشگاه استقلال،داداش و رفیق روزهای سخت خوب فرهاد عزیز:  شاید سال‌ها بگذرد و فوتبال ما ستاره‌ای مثل تو به خود ببیند. وقتی شنیدم می‌خواهی خداحافظی کنی امیدوار بودم شایعه‌ای بیش نباشد،‌ ولی وقتی آن صحنه تلخ را دیدم تمام غم‌هایم فراموش شد و غم بزرگی  به نام نبود فرهاد مجیدی را در وجودم حس کردم و در عرض چند ثانیه تمام خاطرات خوبی که با هم داشتیم از جلوی چشمانم گذشت وقتی که گل می‌زدم اولین کسی که تبریک گل را به من می‌گفت و در شادی گلم حضور داشت تو بودی همیشه طوری خوشحالی می‌کرد که گویا خودش  زده است. تو همیشه در شادی‌هایم، کنارم بودی و کاش حداقل در روز خداحافظی‌ات می‌بودم تا در این روز تلخ، کنارت باشم. برگشت به تمرین و جای خالی تو سخت است. استقلال به مردان بزرگی مثل تو همیشه نیاز دارد. کاپیتان محبوب استقلال برایت همیشه در تمام مراحل زندگی و ورزشی آرزوی بهترین‌ها را دارم.

[ یکشنبه 12 آبان1392 ] [ 7:51 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
خداحافظی فرهاد مجیدی از دنیای فوتبال، با اظهارنظرهای مختلفی از سوی هنرمندان کشور همراه بود که در ادامه، می توانید نظرات تعدادی از آنها را بخوانید

به گزارش سایت رسمی باشگاه استقلال، خداحافظی فرهاد مجیدی از دنیای فوتبال، با اظهارنظرهای مختلفی از سوی هنرمندان کشور همراه بود که در ادامه، می توانید نظرات تعدادی از آنها را بخوانید.

خوشحال و ناراحت هستم
از این اتفاق هم خوشحال شدم و هم ناراحت. ناراحت از اینکه دوران بازی فرهاد مجیدی تمام شد و خوشحال از اینکه او مثل یک مرد ایستاد و با اینکه هنوز هم در اوج بود فوتبالش را کنار گذاشت. برایش آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم بتواند بعد از این هم موفق عمل کند.

استاد جمشید مشایخی

ای کاش مجیدی 20 سالش بودانسان‌ها موجودات آزادی هستند، اینکه مصلحت خود را تشخیص داده و بنابر آن تصمیم می‌گیرند. تصمیم فرهاد مجیدی هم قابل احترام است و از ارزش‌هایش به هیچ‌وجه کم نمی‌کند. همه می‌دانند هر آمدنی یک رفتن دارد ولی خاطراتی از آن بر جای می‌ماند.
نام فرهاد مجیدی با استقلال  مثل نام امیر قلعه‌نویی با این تیم گره خورد، همانطور که اسطوره استقلال  فرهاد مجیدی است، سمبل استقلال  هم امیر قلعه‌نویی است، اما امتیازی که مجیدی نسبت به همه بازیکنان دارد این است که در همه این سال‌های حضورش در فوتبال پیراهنش را عوض نکرد. او یک قهرمان اصیل باشگاهی بود و هیچ‌وقت فریب پیشنهاد قراردادهای بالای دیگر تیم‌ها را نخورد و الان هم که از فوتبال خداحافظی می‌کند چیزی از اسطوره بودنش کم نمی‌کند. برای اینکه مجیدی یک بازیکن بااخلاق و به درد بخور برای تیم بود و هر چه در توان داشت برای پیراهن استقلال  گذاشت و امروز هم ما آنچه را دوست داریم که فرهاد دوست دارد، ممکن است او بیشتر از این هم می‌توانست فوتبال بازی کند اما به تصمیم او احترام می‌گذاریم چرا که مجیدی را دوست داریم. به نظرم این بازیکن بیشتر از چیزی که باید به این باشگاه خدمت کرد و آبرو و حیثیتش را برای استقلال  گذاشت. بازیکنی که نه تنها فقط استقلالی‌ها، بلکه همه فوتبالی‌ها او را دوست داشته و دارند. محال ممکن است که نام مجیدی از ذهن‌ ما پاک شود. تأکید می‌کنم که خیلی‌ها فکر نکنند مشکلی بین امیر قلعه‌نویی  و فرهاد مجیدی وجود داشته نام این دو با هم گره خورده و هر دو با هم به استقلال  کمک کردند. مجیدی امروز می‌تواند الگوی همه فوتبالیست‌های ما باشد. چه در فوتبال و چه از نظر حرفه‌ای و اخلاق و البته چه از نظر کوتاه نیامدن در فوتبال. او درسن 37 سالگی هم بهترین بازی‌ها را برای استقلال  انجام داد و این می‌تواند الگوی خوبی برای فوتبالیست‌های ما باشد. در محفلی که با امیر قلعه‌نویی  داشتیم همیشه از مجیدی تعریف می‌‌کرد و می‌گفت یکی مثل او باید در فوتبال ایران تکثیر شود. مجیدی با عشق کار می‌کند و به پول و قرارداد چشم‌‌داشتی ندارد.
به هر حال به نظر من مجیدی جز اینکه صلاح باشگاهش را بخواهد هیچ حاشیه‌ای در زندگی‌اش نداشت و من امیدوارم جوانان ما از او یاد بگیرند. اسطوره در باشگاه‌های ما کم نبودند و مجیدی هم جزو آن اسطوره‌های ما است. اسطوره‌هایی که خود او هم به آنها تعظیم کرده، مثل اسطوره‌ای به نام ناصر حجازی.
فرهاد مجیدی با جان و دل و با عشق برای استقلال  کار کرد و تأسف من فقط برای این  است که ای کاش فرهاد مجیدی الان 20 سالش بود.
شک نکنید او در زمینه مربیگری هم می‌تواند یک مربی بااخلاق و فنی خوبی باشد و امیدوارم بازیکنانی مثل خودش را در این فوتبال پرورش دهد. بازیکنانی که با عشق و تعصب کار کنند. برای مجیدی آرزوی موفقیت و سربلندی می‌کنم و امیدوارم بعد از فوتبالش دوران مربیگری‌ پرفروغی هم داشته باشد.

  داریوش ارجمند

 

اگر بودم، دنبال مجیدی در زمین می‌دویدم 
شوکه شدم. اصلاً این فکر را نمی‌کردم که مجیدی در این بازی خداحافظی کند اما این انتظار را هم داشتیم که او در اوج فوتبالش را کنار بگذارد همانطور که خودش هم پیش از این، حرفش را در این‌باره زده بود. به هر حال در یک بزنگاه عجیب و غریب این اتفاق صورت گرفت و تلخی‌اش غریبانگی آن بود که در میان حضور اندک هواداری کاپیتان از فوتبال خداحافظی کرد. فرهاد مجیدی هر وقت برای استقلال  به میدان رفت، با عشق بازی کرد، برای این تیم زحمت کشید و جایش در این تیم همیشه سبز است. همه عاشقانه مجیدی را دوست داریم و من خودم به شخصه برای مردمداری و انسان بودن فرهاد مجیدی احترام زیادی قائل هستم.
زمانی‌که بازی را می‌دیدم، همه در خانه بودیم و کل خانواده از این تصمیم شوکه شده بودیم. لحظه خیلی خاصی بود، لحظه‌ای که خیلی غافلگیر کننده بود اما من اگر فوتبالیست بودم و آنجا در زمین حضور داشتم وقتی فرهاد می‌خواست چهارگوشه زمین را ببوسد، به سمت او می‌دویدم حتی به قیمت اخراج از زمین. می‌دویدم تا به پاس همه زحماتش در زمین از او تشکر کنم. به نظرم باید برنامه‌ریزی هم طوری صورت می‌گرفت که خداحافظی مجیدی بعد از پایان بازی صورت می‌گرفت تا بازیکنان دو تیم در این لحظه خداحافظی او را همراهی کنند. به هرحال با همه این‌ها به او خسته نباشید می‌گویم، به مجیدی می‌گویم فرهاد جان  اسمت، نامت و این بازی‌‌های متعصبانه و عاشقانه‌ات در ذهن همه مردم ایران می‌ماند. امیدوارم فرهاد مجیدی خیلی زود دوران مربیگری خود را شروع کند و به عنوان مربی موفقی شناخته شود.

عبدالرضا اکبری

فوتبال فرهاد تمام نشده بود که بخواهد خداحافظی کند
نیما شاهرخ‌شاهی: با خداحافظی مجیدی من هم اشک ریختم

بازیگر سینما و تلویزیون هم از خداحافظی فرهاد مجیدی ناراحت است. نیما شاهرخ‌شاهی که جزو آن دست استقلالی‌های متعصب هنری است این اتفاق را تلخ دانست و باورش این بود که مجیدی می‌توانست بیشتر از این هم فوتبال بازی کند.
*خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال را چطور دیدید؟
خیلی تلخ، خیلی... به من که خیلی سخت گذشت.
*اصلاً فکرش را می‌کردید که این اتفاق صورت بگیرد؟
نه اصلاً، حتی چندروز قبل که جست گریخته خبرهایی در این زمینه شنیده بودم می‌گفتم دروغ است و شایعه... اما وقتی بازی استقلال  و مس را دیدم شوکه شدم. اصلاً باورم نمی‌شد که این مجیدی است که دارد از فوتبال خداحافظی می‌کند.
*به نظر شما این تصمیم درست بود؟
در این مقطع من دوست نداشتم مجیدی از فوتبال خداحافظی کند. به نظرم فوتبال فرهاد تمام نشده بود که بخواهد خداحافظی کند هر چند که معتقدم همیشه در اوج رفتن زیباست اما استقلال  الان با کمبود مهره مواجه است و وقتی بازیکن تأثیرگذاری مثل مجیدی از تیم جدا می‌شود به هر حال نبودش روی تیم مؤثر است و من امیدوارم در نیم‌فصل، استقلال  بازیکنان خوبی را جذب تیم کند تا با کمبود بازیکن مواجه نشود.
*لحظه خداحافظی مجیدی چه اساسی داشتید؟
لحظه خیلی بدی بود. من هم مثل خیلی از هواداران استقلال  در این لحظه اشک ریختم و غمگین بودم. وقتی مجیدی آخر بازی چهارگوشه زمین را می‌بوسید بغض گلویم را گرفته بود. لحظه‌های تلخی بود.
*مجیدی در ورزشگاه کم تماشاگر هم از فوتبال خداحافظی کرد و این اتفاق هم یکی از دیگر تلخی‌های این خداحافظی بود، درست است؟
بله. من خیلی از اینکه این اتفاق در بازی مس صورت گرفت ناراحت شدم. بهتر این بود که مجیدی بعد از بازی با تراکتور از فوتبال خداحافظی کند من خودم خیلی دوست داشتم خداحافظی او در یک ورزشگاه صدهزارنفره انجام بگیرد.

مجیدی تصمیم درستی گرفت
به نظرم این اتفاق خیلی ناراحت کننده بود. اصلاً دوست نداشتم یک روز خداحافظی مجیدی از فوتبال را ببینم اما متأسفانه این اتفاق صورت گرفت هر چند که معتقدم مجیدی بهترین تصمیم را گرفت چرا که در اوج از فوتبال خداحافظی کرد. اگر چه خیلی سخت است که یک بازیکن در اوج از فوتبال خداحافظی کند اما مجیدی با این مسئله هم کنار آمد و بهترین تصمیمی که می‌توانست بگیرد را، گرفت. متأسفانه بعضی از فوتبالیست‌ها هستند که می‌خواهند به هر شکل ممکن در این فوتبال بمانند اما مجیدی جزو این دسته نبود. او در اوج خداحافظی کردن را به همه چیز ترجیح داد تا با این شرایط همچنان محبوب هم باقی بماند. درست است که این خداحافظی برای ما سخت بود اما تصمیم به جایی بود، درست بود و برای مجیدی خوب. من امیدوارم او در آینده در زمینه مربیگری هم بتواند موفق عمل کند.

 پرستو صالحی

از خداحافظی مجیدی ناراحت شدم
فرهاد مجیدی، بازیکن بزرگی بود و افتخارات زیادی هم برای فوتبال ایران به ارمغان آورده بود. واقعاً خیلی حیف شد که او از فوتبال خداحافظی کرد. من خودم به شخصه از خداحافظی مجیدی ناراحت شدم و مطمئنم این خداحافظی برای خیلی از مردم هم سخت بود، اما به هر حال در ورزش قاعده‌ای است که هر ورزشکاری یک روز می‌آید و یک روز هم ورزشش به پایان می‌رسد. مجیدی هم درگیر این قاعده ورزش شد و به هر حال باید از فوتبال خداحافظی می‌کرد اما خوشحالم که این خداحافظی با شیرینی همراه بود و او در اوج، فوتبال خود را کنار گذاشت و هیچ وقت مجبور به خداحافظی نشد. برای فرهاد مجیدی آرزوی موفقیت دارم.

یوسف کرمی


حال خوشی ندارم
حالم اصلاً خوب نیست. چند روز است اصلاً حال خوبی ندارم. این خداحافظی برایم خیلی سخت و تلخ بود. برای فرهاد مجیدی زود بود که از فوتبال خداحافظی کند، او به اندازه یک جوان 24، 25 ساله در زمین می‌دوید و آماده بود چون حرفه‌ای فوتبال بازی می‌کرد، چون هیچ‌وقت به حاشیه نمی‌رفت. او تیزهوش بود و توپ‌های مرده را به گل تبدیل می‌کرد، توپ‌هایی که یک بازیکن 24، 25 ساله هم نمی‌توانست از آن استفاده لازم را ببرد، اما به هر حال مجیدی در نقطه اوج فوتبالش از فوتبال خداحافظی کرد و به نوعی ایستاده از فوتبال خداحافظی کرد، اما من می‌گویم ای کاش برای دربی برگشت بود.
حتی اگر شده باشگاه از او درخواست کند برای بازی دربی برگشت بیاید و این بازی، بازی خداحافظی او باشد تا مجیدی در یک بازی پرتماشاگر از فوتبال خداحافظی کند. واقعاً خیلی حیف شد که مجیدی رفت. من اصلاً حال خوشی در این شرایط ندارم. حتی همسرم به من می‌گوید چرا دو روز است اینطوری شدی. به او می‌گویم چون مجیدی از فوتبال خداحافظی کرده، می‌گوید خب خداحافظی کرده باشد تو اینقدر نباید خودت را ناراحت کنی. می‌گویم تا استقلالی نباشی، نمی‌توانی حال و هوایم را درک کنی، واقعاً این خداحافظی برایم خیلی سخت بود حسابش را بکنید هر 50 سال یک بار یکی مثل مجیدی در فوتبال متولد می‌شود، خیلی باید زمان بگذرد تا یکی مثل او دوباره در فوتبال ما متولد شود. کاش مجیدی هیچ‌وقت از فوتبال خداحافظی نمی‌کرد، کاش...

امیر غفارمنش

فرهاد نباید خداحافظی می‌‌کرد
رضا یزدانی: پشت فرمان بودم، زدم کنار...

رضا یزدانی هم به عنوان یک خواننده استقلالی از این خداحافظی ناراحت بود. یزدانی این باور را داشت که مجیدی می‌توانست تا آخر فصل در استقلال  بماند و برای تیم بازی کند. گفت‌وگویی با او داشتیم که می‌‌خوانید.
*شما هم از خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال ناراحت هستید؟
خب اتفاق تلخی بود. اتفاقی تلخ برای همه استقلالی‌ها و من هم به شخصه از این خداحافظی ناراحت شدم.
*فکر می‌کنید این تصمیم درست بود؟
به نظرم مجیدی نباید در این بازی خداحافظی می‌کرد، چون یک بازی خیلی ساده بود و استقلال  هم در آن نتیجه خوبی نگرفت. من دوست داشتم مجیدی در یک بازی بزرگ و پرتماشاگر از فوتبال خداحافظی می‌‌کرد. این خداحافظی مثل این می‌ماند که من رضا یزدانی بروم در یک سالن 200 نفره و فقط در حضور صدنفر از موسیقی خداحافظی کنم. نمی‌دانم چرا فرهاد این کار را کرد...
*خودتان پای تلویزیون چقدر از این خداحافظی ناراحت شدید؟
من در اتومبیلم بودم و از طریق تلویزیون ماشینم داشتم بازی را تماشا می‌کردم. اصلاً هم فکرش را نمی‌کردم مجیدی در این دیدار خداحافظی کند اما به یکباره که این صحنه‌ها را از تلویزیون دیدم دیگر نتوانستم رانندگی کنم و زدم کنار تا با این شرایط رانندگی نکنم. بهتم زده  بود که مجیدی دارد چهارگوشه زمین را بوس می‌کند.
*فکر می‌کنید مجیدی برای ادامه فوتبال جا داشت؟
قطعاً او می‌توانست حداقل تا آخر فصل فوتبال بازی کند. به نظرم مجیدی باید صبر می‌کرد.
*استقلال  از  این نبود ضربه نمی‌خورد؟
جدایی مجیدی بی‌ضرر هم نیست. به هر حال او یک مهاجم باهوش و گلزن بود و همین حضورش در زمین خیلی روحیه‌بخش بود. واقعاً جایش در استقلال  خیلی خالی است.

 

فرهاد بازیکن محبوب من بود
حمید عسگری: خوشحالم که مجیدی در اوج فوتبال را کنار گذاشت
حمید عسگری از آن استقلالی‌های دوآتیشه است که در مصاحبه‌های خود همیشه عنوان می‌کرد از طرفداران بازی فرهاد مجیدی است. خداحافظی کاپیتان برای این خواننده پرطرفدار هم سخت بود تا اینگونه آن را با ما در میان بگذارد.
*خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال را چطور دیدید؟
فکرش را نمی‌کردم که خبر خداحافظی مجیدی واقعیت داشته باشد، اما بازی را که دیدم متوجه شدم همه چیز راست است. فرهاد بازیکن فوق‌العاده محبوبی بود و این رفتن به نظرم خیلی تلخ بود.
*یادت است مجیدی از بازیکنان محبوب خود شما هم بود؟
نه فقط بازیکن محبوب من، بازیکن محبوب خیلی از آدم‌های دیگر هم بود. مجیدی را همه دوست داشتند.
*چقدر از این اتفاق ناراحت شدید؟
خیلی، واقعاً براین سخت است که دیگر مجیدی را با پیراهن استقلال  نبینم.او در همه سال‌های حضورش در استقلال  یک ستاره بود.
*به نظرتان الان وقت خداحافظی مجیدی از فوتبال بود؟
بله، به نظرم تصمیم منطقی و به جایی بود.
*از چه نظر؟
چون او در اوج، فوتبال را کنار گذاشت و به نظرم این یک ایده و تصمیم خوب بود. فرهاد در بهترین زمان ممکن از فوتبال خداحافظی کرد.
*اما تلخی این خداحافظی همین بود که مجیدی در ورزشگاه کم تماشاگر از فوتبال خداحافظی کرد؟
به نظرم این‌ها اتفاق بدی نیست، مهم این است که او در قلب همه هواداران جا دارد و به احتمال زیاد بازی خداحافظی مناسبی هم برای او برگزار می‌شود.
*فکر می‌کنید او بتواند در سمت مربیگری موفق شود؟
من امیدوارم همین اتفاق بیفتد. فرهاد مجیدی بازیکن بزرگی بود و احساس می‌کنم در زمینه مربیگری هم موفق عمل کند.
*حرف و صحبتی اگر باقی مانده بفرمایید؟
به عقیده من استقلال  مدیون مجیدی و مجیدی هم مدیون استقلال  در همه این سال‌‌ها بود. خوشحالم که فرهاد مجیدی در اوج، فوتبال را کنار گذاشت تا با همان محبوبیت در دل مردم جا داشته باشد.

 

همیشه در قلب‌ها ماندگاری فرهاد عزیز
من هم به نوبه خودم از کاپیتان تیم محبوبم استقلال، بابت تمام لحظات خوبی که برامون ساخته تشکر می‌‌کنم و برای فرهاد عزیز و خانواده‌اش آرزوی سلامتی و موفقیت می‌‌کنم و مثل همه شما عزیزان به این تصمیم شخصی‌اش احترام می‌گذارم.
همیشه در قبل‌ها ماندگاری فرهاد عزیز

امیر جعفری

بعد از حجازی، بازیکنی به محبوبیت مجیدی نداشتیم
به عنوان یک استقلالی از  این اتفاق خیلی ناراحت شدم اما ما استقلالی‌ها آنقدر منطقی هستیم که حق را به بازیکن تیم‌مان بدهیم، بازیکنی که یک عمر برای تیم‌مان زحمت کشید و اتفاق خوب همین بود که قبل از اینکه مجیدی فوتبالش تمام شود، از فوتبال خداحافظی کرد. به نظرم او بهترین تصمیم را گرفت که در این مقطع از فوتبال خداحافظی کرد هر چند که ما از این جدایی خیلی ناراحت شدیم چون به هر حال مجیدی شانس استقلال  بود و من فکر می‌کنم بعد از ناصر حجازی که شناسنامه استقلال  بود، بازیکنی به اندازه مجیدی در تیم نداشتیم که بار اعتباری استقلال  را به تنهایی بر دوش بکشد. او از دوران جوانی در استقلال  بزرگ شد و همیشه متشخص و با فرهنگ بود. به ندرت یادم می‌آید که مجیدی در زمین به حاشیه رفته باشد یا اخراج شود. آنچه برای ما استقلالی‌ها همیشه امتیاز بوده شخصیت باشگاه بزرگ استقلال  است و کلاس تیمی استقلال. این شخصیت فرهنگی باشگاه استقلال  را به هیچ تیم دیگر نمی‌توان دید و فرهاد مجیدی هم یکی از آن بازیکنانی بود که نمونه بارز این بافرهنگی به حساب می‌آمد هر چه یک بازیکن برای بزرگی در فوتبال می‌توانست داشته باشد را او داشت و من امیدوارم همیشه بتواند موفق باشد. امیدوارم در عرصه مربیگری هم بتواند مثل فوتبالش بهترین‌ها را از آن خود کند.

حسن جوهرچی

مجیدی جزو آن بازیکنانی است که جایگزین ندارد
شهرام شکوهی: دوست داشتیم فرهاد با جام از استقلال  خداحافظی کند

شهرام شکوهی هم از خداحافظی فرهاد مجیدی ابراز ناراحتی کرد. خواننده پرطرفدار موسیقی ایران هم دوست داشت خداحافظی کاپیتان را در حالتی ببیند که جام قهرمانی را بالا برده. گفت‌وگویی با وی داشتیم که می‌خوانید:
*خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال را چطور دیدید؟
خیلی ناراحت شدم اصلاً توقع نداشتم که مجیدی الان خداحافظی کند.
*بازی را دیدید؟
نه، من در اراک کنسرت داشتم و به خاطر همین نتوانستم بازی را ببینم اما وقتی خبر خداحافظی مجیدی را شنیدم خیلی ناراحت شدم. به نظرم او تا 2 سال دیگر هم می‌توانست فوتبال بازی کند. الان هم خیلی ناراحت هستم و نمی‌توانم باور کنم که مجیدی فوتبالش تمام شده.
*کدام گل مجیدی را دوست داشتید؟
همه گل‌هایش قشنگ بود اما گلی که به پرسپولیس زد و شیث رضایی را جا گذاشت به نظرم شیرین‌ترین و به یادماندنی‌ترین گل فرهاد مجیدی بود.
*خیلی‌ها اعتقاد دارند مجیدی هنوز برای بازی کردن جا داشت؟
ما در استقلال  خاطرات خیلی قشنگی با او داشتیم، به هر حال مجیدی بازیکن بزرگی بود و برای استقلال  خیلی زحمت کشید. به نظرم در فوتبال ما بازیکنانی بوده‌اند که هیچ‌وقت نتوانستیم برای آنها جایگزینی داشته باشیم و فرهاد مجیدی هم یکی از آنها است. به هر حال مجیدی دوست داشت در اوج از فوتبال خداحافظی کند و همین کار را هم کرد اما من خودم به شخصه دوست داشتم او امسال وقتی از فوتبال خداحافظی کند که جام قهرمانی را بالا می‌برد.

 

اسطوره‌ای که از یاد نمی‌رود
ایران، اسطوره، افراط، تفریط... از یاد رفتن باشگاه‌ها، ماندن در خواب حسرت، نداشته‌ها، همه آن چیزی که ما و تویی که دارای این یاداشت من را می‌‌خوانی به عنوان آدم‌هایی که فرهیختگی فهم را اکتساب می‌کنیم، دچار عجله جهانیم. بعضی وقت‌ها، بعضی اتفاقات اسطوره‌ای را از آدم می‌گیرد که شاید همه لحظه‌های ناب جوانی و هیجان را با او مشترک بودیم. بعضی وقت‌ها، بعضی از اسطوره‌ها اجباری را زندگی می‌کنند که شاید معنی‌اش از دست دادن، فراموش شدن، از یاد رفتن نباشد. کاپیتان فرهاد مجیدی جزو انسان‌‌هایی است که اگر اسطوره بودنش را بتوان کشید می‌شود نقاشی شبیه یک گل که بین دو دست روی لباسش بعد از همه شادی تقدیم به همه این آدم‌هایی کرد که بالا گفتیم. آرزویم برایش سربلندی و سرافرازی‌ است چنان که بود و همچنانی که هست.

کامران تفتی

هر وقت او را در زمین می‌دیدم، نگران باخت پرسپولیس  بودم

من فکر می‌‌کنم خاصیت شماره 7 ماندگاریست. زیاد فرقی نمی‌کند رنگ پیراهن چه باشد آبی‌ یا قرمز، حالا که پیراهن شماره 7 استقلال  خداحافظی کرده‌ باید اعتراف کنم هر وقت او را در زمین می‌دیدم نگران باختن تیمم بودم. نگران این بودم که نشود توپ روی پاهای فرهاد مثل همیشه بچرخد و تیم محبوب من شکست دیگری را تحمل کند. حالا که چهارگوشه سبز زمین فوتبال را بوسیده و زمین فوتبال برای او خاطره شده باید اعتراف کنم خاطرات دوران نوجوانی و جوانی من را او رقم زده. با بازی‌های همیشه ماندگارش و تعصب و غیرتی که همیشه در زمین فوتبال از او می‌بینیم. فرهاد مجیدی برای من که هیچ‌وقت پیراهن تیم محبوب من را هم بر تن نکرده، آدم محبوبی است. کسی که همیشه از حاشیه دوری کرده، همیشه سرآمد بازیکنان زمین بوده و همیشه استقلال  به حضورش نیازمند است. راستش  را بخواهید خوشحالم که دربی آینده را بدون استرس می‌بینیم.
دیگر فرهاد مجیدی نیست و من از نبودنش ناراحت و از اینکه دیگر به تیم محبوبم گل نخواهد زد خوشحالم، اما دربی بدون استرس دیدن فرهاد مجیدی آیا ارزش دیدن دارد؟

علی ضیاء

دوست داشتم بازی قطع شود
به فرهاد مجیدی یک خسته نباشید می‌گویم و امیدوارم هر کجا هستی موفق باشد. لحظه خداحافظی او خیلی ناراحت شدم و گذر عمر را احساس کردم. انگار دیروز بود که فرهاد مجیدی تازه گل کرده بود. وقتی مجیدی خداحافظی کرد دوست داشتم بازی قطع می‌شد و بازیكنان پشت‌سر او می‌دویدند به خاطر همین احساس می‌کنم فرهاد خیلی تنها خداحافظی کرد. امیدوارم او بتواند در عرصه مربیگری موفق باشد، همان‌طور که در دوران فوتبال بازی کردنش بهترین بود.

عارف لرستانی


منبع:سایت رسمی باشگاه استقلال

[ یکشنبه 12 آبان1392 ] [ 7:49 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

این مایه سرور و خوشبختیست که فلک از رنگ قرمز خالیست

تلاءلو آسمان را می بینی؟ گویند که خدا هم استقلالیست!

[ سه شنبه 17 اردیبهشت1392 ] [ 7:30 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

قلب عاشقانه


هر چه می کنم به چشمانم نگاه کن . آنوقت تو خواهی دید که چقدر برایم ارزش داری در قلبت جستجو کن - در روحت جستجو کن و وقتی که مرا پیدا کردی دیگر نخواهی گشت به من نگو که ارزش سعی کردن ندارد تو نمی توانی بگویی که ارزش مردن ندارد می دانی که اینگونه است هر چه می کنم برای تو می کنم به قلب من بنگر در خواهی یافت که چیزی برای پنهان کردن ندارم مرا آنگونه که هستم بپذیر جانم را بگیر همه چیز را خواهم داد همه چیز را خواهم داد نگو که ارزش جنگیدن ندارد.

[ سه شنبه 3 اردیبهشت1392 ] [ 9:49 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

دلم به حال سیگارم میسوزد

من میسوزم سیگارم هم با من میسوزد!

من به جرم عاشقی

و سیگارم به جرم رفاقت

چه مردم بیشعوری

همه میگویند این رفیق را ترک کن!

[ سه شنبه 15 اسفند1391 ] [ 9:47 AM ] [ مهرشاد ] [ ]

.بــراے اینــ ـ کـه

هنـ ـ ـوز بــ ـه تــ ـ ـو فکـر مے‌کنـم

هنـ ـ ـوز نگـ ـ ـرانـتـ مےشـوم

هنـ ـ ـوز دلتنگـت مےشـوم و

هنـ ـ ـوز ♥دوسـتـتـ ـ ـ♥ دارم

از خــ ـ ودم متـــنـفّـ ـ ـرم .

[ سه شنبه 15 اسفند1391 ] [ 9:45 AM ] [ مهرشاد ] [ ]

لــاس زدنــــاش بــــا دیـــــگرون

دلـــتنگـــیاش بـــــرای مـــــــــن

[ سه شنبه 15 اسفند1391 ] [ 9:44 AM ] [ مهرشاد ] [ ]

آدم هاي خـــــوب ...

همان آدم هاي بـــــــدي هستند که هنوز لــــــــــو نرفته اند... :|

[ سه شنبه 15 اسفند1391 ] [ 9:39 AM ] [ مهرشاد ] [ ]

بـــه اوج رسیـــدنت را نمیــــتوانند ببیـــنند ...
مردمـــــانی کــــــه ...
ا
ز اُفتـــادنـــت فیـــلـــم میـــگیرنــد ...

[ سه شنبه 15 اسفند1391 ] [ 9:37 AM ] [ مهرشاد ] [ ]
پیاله گر شود خالی زمین ویرانه گردد.

.به وقت تنگدستی رفیق بیگانه میگردد.

مشو هم صحبت نامردکه کامت تلخ میگردد.

مصیبت میکشد مردی که با نامرد میگردد.

 

احساس من قیمتی داشت,که تو برای پرداخت آن فقیر بودی رفیق.

 

 

[ جمعه 28 مهر1391 ] [ 12:54 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

رفیق نامرد

 

ای عشق به هیچکس ازین درد نگو

از آنچه که او با من و دل کرد نگو

من عاشق او بودم و هستم ای عشق

اینقدر به او رفیق نامرد نگو . . . .

[ جمعه 28 مهر1391 ] [ 12:47 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
گویند که حافظ گفته است غم جدایی و غم تنهایی دو غم اند، من که دچارم به هر دو غم چه کنم


نمیخواهم قلب تو باشم که با هر اتفاق بشکنم میخواهم روح تو باشم که تنها در هنگام مرگ از تو جدا شوم

 

ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم
زیر پایم را زود خالی کردی . سلام پر مهرت را باور کنم.یا پاشیدن زهر نا مردیت را

خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود

 


نفرين به توي نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درامدی. نفرین بر آن مرامی که اینگونه  به اعتمادم خیانت کرد
 نميبخشمت

 

همه از مرگ مي ترسن ما از رفيق نامرد

 

نشسته ام....

_ کجا؟

کنار همان چاهی که تو برایم کندی....

عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !!

 

دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم

کم رنگ است ولی دورنگ نیست

 


می دانم مدتهاست که ارزان شده ام

چانه می زنم تا به مفت نفروشی ام...

 

بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق

 

آری این منم ، این منم همان عاشقی که بر تو جان می داد ، و تو کسی هستی که برای رسیدن به

خوشبختی به روی جسدهای بی جان غرور

انسانها قدم می گذاشتی ولی افسوس ، افسوس که راه ات برای رسیدن به هدف هایت اشتباه بود ، و

افسوس که من برای آدمی مثل تو غرورم را شکستم ، افسوس

[ سه شنبه 3 مرداد1391 ] [ 2:20 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
بعضی عشقا مثل حضرت آدمه ( خوبیش اینه كه اولین عشقته )بعضی عشقا مثل
 
حضرت نوح می مونن ( بعضیا از ترس طوفان میان پیشت) بعضی عشقا مثل حضرت
 
ابراهیمه ( باید همه چیزتو قربونی كنی ) بعضی عشق ها هم مثل حضرت مسیحه
 
( آخرش به صلیب كشیده میشی) بعضی عشق ها هم مثل حضرت موسی هستن
 
( تا یه كمی دور میشی یه گوساله میاد جاتو می گیره )
[ سه شنبه 3 مرداد1391 ] [ 1:52 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

 به نام اوکه آفرید مرا وقرار داد برای قلبم غمهای عالم را

  

کاش هیچگاه خورشیدطلوع نمی کرد، کاش هیچگاه خورشید عمرمن طلوع نمی کرد، در کوچه های عمر خویش سرگردانم، درپی آشنایی می گردم تا مرهم دردهایم باشد، اما چه کسی خواهد بود؟ جزتوای خدای مهربانم جز تویی که تسکین همه ی دردهایمی ،جز توکه آرامش دهنده ی روح حقیر منی، به که تکیه کنم ؟که تکیه گاهی جز تو نیست مرا. از روز می ترسم، از روشنی می هراسم از همه می ترسم وفرار می کنم. نمی دانم چگونه با روزهای زندگیم کنار بیایم چگونه روزها را به شب مبدل کنم هر روز برایم گرفتاری جدید ومشغله ای جدید است اما در عوض شب هایم را می پرستم چون مثل دل من تاریک است و هیچگونه روزنی برای روشنایی در آن یافت نمی شود جز نور زیبای مهتاب. شب لحظه ی آرامش قلب تنهایم است میخواهم همیشه شب باشد وهیچگاه روز نشود. نمی دانم چرازندگیه حقیر شده ام با طناب فولادینی بهم گره خورده وقادر به باز کردنش نیستم هیچکس نمی تواند مرا درک کند هیچکس نمی تواند مرهم قلب خسته ام باشد هیچکس...............

[ پنجشنبه 1 تیر1391 ] [ 1:15 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

در طی زندگی بیشترین لطمه را از کسی یا کسانی می خوری

 که  به آنها علاقه داری و یا  دوست داری مورد توجه آنها باشی

کوتاهیشان برایت  مهم است و مهرشان ارزش دارد این در تمام زندگی صدق می کند

 تو از کسانی انتظار بیشتری داری که هم آنقدر دوستشان داری

[ پنجشنبه 1 تیر1391 ] [ 1:8 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
حواست هست !

صدای هق هق گریه هایم..

از گلویی می آید كه تو از رگش به من نزدیك تری!!

[ پنجشنبه 1 تیر1391 ] [ 12:59 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
گناهانم را دوست دارم!

بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام،

می دانی چرا ؟!

آن ها واقعی ترین انتخاب های من اند...!

[ پنجشنبه 1 تیر1391 ] [ 12:58 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی

سایه نارونی تا ابدیت جاری است

به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من

[ سه شنبه 22 فروردین1391 ] [ 2:13 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

"خواهرم فوت کرد" خبر به همین کوتاهی بود و خویشاوندان و دوستان نزدیک می دانند این یعنی اینکه دنیا چون پتکی محکم بر سر مهرشاد کوبیده شد .بگذریم، فقط دونکته، عجیب و مهم بود ! اینکه هنگام تحویل سال خواهرم شاه بیت مشهوری را که به نظر همه نابهنگام میامد خواند (ای درد بی درمانان را درمان ابالفضل) و دیگری اینکه خواهرم دقیقا در 17فروردینماه که مصادف با سالگرد فوت مادر بزرگم بود فوت کرد و او رفت ...همین.


نوشته زیرو بخونو و نگوکه زیاده...مرسی

این نوشته را نه شعر می توان نامید نه نثر ،فقط چیزیست که از دل سوخته ام بیرون آمده و بر کاغذ چکیده .


سلام عزیزم

خواهر خوب همه خواستن ها

تیره ترین تلفن از تیره گی تیرکهای بی چراغ

وکوچه های تاریک گرگان خبر آوردند

گفتند: یادت هست؟

نه روز گذشته از کفن پوشی زمین

دریا در درگاه فروردین ماه مرده بود؟

گفتم : کتاب کهنه کدورت آینه را ورق نزنید

مادربزرگم پشت در فروردین ماه ماند و ما گذشتیم

و روی سنگ مزارش نوشتم که هنوز

شرمسار آن ماندن و آن گذشتنم

دیگر سعی می کنم دروغ و دریغ و دیو سیرتی فروردین ماه را فراموش کنم

اما خلوت خالی خانه

پر از آدم شد

آدمهایی که خبر ازخواب و خاموشی پروانه آورده بودند

آدمهایی که از بی قراری قناریهای خسته

در ابتدای دروغترین فروردین ماه

وبهاری ترین زمان زاری ها خبر داشتند

و تو نیز مانند مادربزرگ

در درگاه فروردین ماه مانده

وآنسوی بهار بی کسی

خوابیده بودی

وما باز از دروازه بی درمان فروردین ماه گذشته بودیم

خیال نکن خوشحالی خاموشت را زیر خروارها خاک

بخاطر در کردن آن همه خستگی ندیدم

اما این سرور

اما این غرور

با مرور مهر خواهرانه ات همخوانی نداشت

بگذار بگذریم

بگذار خبرت بدهم

که آب از آب تکان نخورده است

تنها ستارگانی که سوسوی سرورشان بودی و غایت غرورشان

در تنهایی تاریک و تیره

شروه خوان زود هنگام خورشیدشان شدند

رها کن این شب اصلا از ستاره خسته را

حرف من ستاره های دیگر است

ستاره هایی که به سوسوی هم زنده اند

وگرنه شب که جای ستاره نیست

ستاره هایی که سوسوی سرورشان را

به شکست غرورشان بدل کردی

بعد از تو

همه آمده بودند

از پاکترین پروانه ها

تا بی قرار ترین قناریها

و سوته دل ترین سارها

و همه برای تسلی مان سیاه پوش بودند

بسیاری که  از نور ونان و نمکت بی بهره نمانده بودند

پریشانیشان را از پرواز پروانه وارت با پیامکی اعلام کردند

اما بعد

همه رفتند

و پشت پرده های باد پنهان شدند

و فقط ما بودیم

که خبر از ترانه  غمگین و تشنگی و تنهایی دریا داشتیم

به خانه خالی خاکستری برگشتیم

مهر نماز و نیازت فریاد می زد:

که پیشانی هیچ پروانه ای  خالی پریشانی ام را پر نخواهد کرد

اما از سجاده ات بوی

درد و درمان و ابوالفضل می آمد

و ما همه به تعبیر ترانه ای رسیده بودیم

که در لحظه تحویل سال زمزمه کردی!


و در اخر از دوستی که این متنو خوند خواهش میکنم واسه شادی روح

آبجیم یه فاتحه ای بخونه و اینو بدونه که چیزی از ارزشاش کم نمیکنه...مرسی از همگی.........بـــــــــــــــوس


[ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 4:53 PM ] [ مهرشاد ] [ ]

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."


به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."


به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

[ شنبه 12 فروردین1391 ] [ 4:29 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
سلامتیه سه کس:رفیق و ناموس و بی کس!

سلامتیه سه تن:زندونی و سرباز و وطن!

سلامتی باغبونی که زمستونش رو بیشتر از بهارش دوست داره!

سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره!

سلامتی دلی که هزار بار شکسته و هنوز شکستن بلد نیست!

سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه!

سلامتی همه اونایی که اسم من گوشه لینکاشون خاک میخوره!

سلامتی ایرانسل که بهمون یاد داد که قبول کردن بعضی پیشنهاد ها فقط از اعتبار ادم کم میکنه!

به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیــــــــــــــــــــــــق منه .......
وقتی باختم گفت : من رفیـــــــــــــــــــــــــــقتم ......

   به سلامتی کودک خیابانی که چسب زخم میفروخت گفتم   تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخم های من خوب می شود
نه زخم های تو ...!

به سلامتی طراح سوال المپیاد کامپیوتر:


نام 5 سایت که فیلتر نیستند را ذکر کنید؟!

 

به سلامتی اونایی که...


درد و دل همه رو گوش میدن......


اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن...

به سلامتیه همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی

 معرفتشون دایمیه!

سلامتی اونایی که خدا رو با غول چراغ جادو اشتباه

 گرفتن وقتی آرزویی دارن یادش میوفتن.

*به سلامتی کلاغ که آزادی رو به زیبایی ترجیح داد!!!!!

به سلامتی لرزش دستای پیر پدر.

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع که یه تنه یه اتوبان رو حریفه

 

سلامتی هر چی نامرده … چون اگه نبودن، مردا شناخته نمیشدن.

 

 

به سلامتی مداد پاک کن


که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه …

 

به سلامتی اونی که بی کسه، ولی ناکس نیست.

امروز تو خیابون دست یه نفر یه قناری دیدم پرسیدم : فروشیه؟ گفت:

 نه رفیقمه … به سلامتی همه اونایی که رفیقشونو نمیفروشن.

به سلامتی پل عابر پیاده که هم مردا از روش رد میشن، هم نامردا.

 

[ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ 1:4 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
 ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ
که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به

یه دختر ناز و خوشگل میفته بازم سرشو میندازه

پایین میگه برم جلوتر بهترشو گیر میارم
 
 

به سلامتی اون پسری که وقتی توی خیابون نگاهش به یه دختر خوشگل میفته

سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه:

اگه آخرشم باشی، اگه شاخ خوشگلا باشی بازم انگشت کوچیکه ی عشقم نمیشی

 

به سلامتی پسرای ایرونی که با وجود اینکه 18 تا دوست دختر دارن ولی

 روی همه دوست دختراش حسابی غیرتین

 

یه روز یه بسر اینگیلیسی میاد با طعنه به یه بسر ایرونی میگه

چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟

یعنی مردای ایرونی انقدر شهوت برستن؟

بسره لبخندی میزنه و میگه ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟

انگلیسیه میگه نه مگه فرد عادیه؟

فقط افراد خاصی میتونن با ایشون در رابطه باشن.

بسر ایرونی میگه خانومای ما همشون ملکه هستن...

سلامتی همه بسرا ایرونی.

 

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ


ﮐﻪ ﻣﻄﺎﻟﺒﺸﻮﻥ ﻻﯾﮏ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩ (برعکس دخترا که اگه نقطه هم بذارن،1000 تا

 کامنت میزنن!)


ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ


ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﺤﻞ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ


ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﻪ


... ... ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ


ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﯽ


ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺠﺎﺯﯾﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩ


ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﻋﮑﺴﺸﻮﻥ


ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ ﺳﻮ ﻧﺎﯾﺲ..

 

 

[ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ 12:53 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
ب سلامتی دختری که از بچگی میدونه وقتی بزرگ میشه یه نفر واسه همیشه ولش میکنه

 

ب سلامتی دختری که به قول معروف fall in love میشه

 

ب سلامتی دختری که همیشه تو عشق پاکش شکست خورده

 

سلامتی دخترایی که هرروز با ی پسر دوست میشن و هزار بار خودکشی میکنن!

 

به سلامتی اون یکی دسته از دخترا که تو باغچه خونشون با شلوارک و دامن کوتاه عکس میندازن زیرش مینویسن هلند سال 2011 !!

 

سلامتی دختر ایرانی که میتونه سرشار از زیبایی و شایستگی باشه، ولی نتونه تو مسابقه ی دختر شایسته دنیا شرکت کنه ... !

 

سلامتی همه اونایی که اسم من گوشه لینکاشون خاک میخوره!

 

سلامتی پسرا نه واسه ریشو قدشون واسه معرفتشون؛؛؛ سلامتی دخترا نه واسه چشمای نازو پوست صافشون واسه قلب مهربونشون؛؛؛سلامتی خودم نه واسه این حرفام  واسه این که مرهم ندارم واسه دردام

[ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ 12:10 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
دو خط موازى زاییـده شدند.. پسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید. آن وقت دو ‏خط موازى چشمشــان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـد و مهر یکدیگر را در ‏سینه جای دادند.

خط اولى گفت: ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی ‏از هیجان لـرزید. خط اولـی گفت: و خانه اى داشته باشیم در یک صفحه دنج کـاغذ‎ .‎

من روزها کار میکنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم یا خط کنار ‏یک نردبام. خط دومی گفت: من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ ‏شوم یا خط یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت‎.‎

خط اولی گفت: چه شغل شاعرانه اى.. حتماً زندگی خوشی خواهیـم داشت‎

[ شنبه 6 اسفند1390 ] [ 8:49 PM ] [ مهرشاد ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام به همه دوستای گلم...
من مهرشادم و متولد72.این وبلاگ رو واسه دلم ساختم امیدوارم که خوشتون بیاد و منتظر نظرای قشنگتون هم هستم.
امکانات وب
  • آق قلا
  • قالب پرشین بلاگ