تنهایی...
و در این تنهایی
سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
×××به نامه کسی که در تنهاتــــــــــرین تنهاییـــــــــــــــــم تنهـــــــــــــــــــام گذاشت×××
و در این تنهایی
سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
"خواهرم فوت کرد" خبر به همین کوتاهی بود و خویشاوندان و دوستان نزدیک می دانند این یعنی اینکه دنیا چون پتکی محکم بر سر مهرشاد کوبیده شد .بگذریم، فقط دونکته، عجیب و مهم بود ! اینکه هنگام تحویل سال خواهرم شاه بیت مشهوری را که به نظر همه نابهنگام میامد خواند (ای درد بی درمانان را درمان ابالفضل) و دیگری اینکه خواهرم دقیقا در 17فروردینماه که مصادف با سالگرد فوت مادر بزرگم بود فوت کرد و او رفت ...همین.
نوشته زیرو بخونو و نگوکه زیاده...مرسی
این نوشته را نه شعر می توان نامید نه نثر ،فقط چیزیست که از دل سوخته ام بیرون آمده و بر کاغذ چکیده .
سلام عزیزم
خواهر خوب همه خواستن ها
تیره ترین تلفن از تیره گی تیرکهای بی چراغ
وکوچه های تاریک گرگان خبر آوردند
گفتند: یادت هست؟
نه روز گذشته از کفن پوشی زمین
دریا در درگاه فروردین ماه مرده بود؟
گفتم : کتاب کهنه کدورت آینه را ورق نزنید
مادربزرگم پشت در فروردین ماه ماند و ما گذشتیم
و روی سنگ مزارش نوشتم که هنوز
شرمسار آن ماندن و آن گذشتنم
دیگر سعی می کنم دروغ و دریغ و دیو سیرتی فروردین ماه را فراموش کنم
اما خلوت خالی خانه
پر از آدم شد
آدمهایی که خبر ازخواب و خاموشی پروانه آورده بودند
آدمهایی که از بی قراری قناریهای خسته
در ابتدای دروغترین فروردین ماه
وبهاری ترین زمان زاری ها خبر داشتند
و تو نیز مانند مادربزرگ
در درگاه فروردین ماه مانده
وآنسوی بهار بی کسی
خوابیده بودی
وما باز از دروازه بی درمان فروردین ماه گذشته بودیم
خیال نکن خوشحالی خاموشت را زیر خروارها خاک
بخاطر در کردن آن همه خستگی ندیدم
اما این سرور
اما این غرور
با مرور مهر خواهرانه ات همخوانی نداشت
بگذار بگذریم
بگذار خبرت بدهم
که آب از آب تکان نخورده است
تنها ستارگانی که سوسوی سرورشان بودی و غایت غرورشان
در تنهایی تاریک و تیره
شروه خوان زود هنگام خورشیدشان شدند
رها کن این شب اصلا از ستاره خسته را
حرف من ستاره های دیگر است
ستاره هایی که به سوسوی هم زنده اند
وگرنه شب که جای ستاره نیست
ستاره هایی که سوسوی سرورشان را
به شکست غرورشان بدل کردی
بعد از تو
همه آمده بودند
از پاکترین پروانه ها
تا بی قرار ترین قناریها
و سوته دل ترین سارها
و همه برای تسلی مان سیاه پوش بودند
بسیاری که از نور ونان و نمکت بی بهره نمانده بودند
پریشانیشان را از پرواز پروانه وارت با پیامکی اعلام کردند
اما بعد
همه رفتند
و پشت پرده های باد پنهان شدند
و فقط ما بودیم
که خبر از ترانه غمگین و تشنگی و تنهایی دریا داشتیم
به خانه خالی خاکستری برگشتیم
مهر نماز و نیازت فریاد می زد:
که پیشانی هیچ پروانه ای خالی پریشانی ام را پر نخواهد کرد
اما از سجاده ات بوی
درد و درمان و ابوالفضل می آمد
و ما همه به تعبیر ترانه ای رسیده بودیم
که در لحظه تحویل سال زمزمه کردی!
و در اخر از دوستی که این متنو خوند خواهش میکنم واسه شادی روح
آبجیم یه فاتحه ای بخونه و اینو بدونه که چیزی از ارزشاش کم نمیکنه...مرسی از همگی.........بـــــــــــــــوس
به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
سلامتیه سه تن:زندونی و سرباز و وطن!
سلامتی باغبونی که زمستونش رو بیشتر از بهارش دوست داره!
سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره!
سلامتی دلی که هزار بار شکسته و هنوز شکستن بلد نیست!
سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه!
سلامتی همه اونایی که اسم من گوشه لینکاشون خاک میخوره!
سلامتی ایرانسل که بهمون یاد داد که قبول کردن بعضی پیشنهاد ها فقط از اعتبار ادم کم میکنه!
به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیــــــــــــــــــــــــق منه .......
وقتی باختم گفت : من رفیـــــــــــــــــــــــــــقتم ......
به سلامتی کودک خیابانی که چسب زخم میفروخت گفتم تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخم های من خوب می شود
نه زخم های تو ...!
به سلامتی طراح سوال المپیاد کامپیوتر:
نام 5 سایت که فیلتر نیستند را ذکر کنید؟!
به سلامتی اونایی که...
درد و دل همه رو گوش میدن......
اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن...
به سلامتیه همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی
معرفتشون دایمیه!
سلامتی اونایی که خدا رو با غول چراغ جادو اشتباه
گرفتن وقتی آرزویی دارن یادش میوفتن.
*به سلامتی کلاغ که آزادی رو به زیبایی ترجیح داد!!!!!
به سلامتی لرزش دستای پیر پدر.
به سلامتی تابلوی ورود ممنوع که یه تنه یه اتوبان رو حریفه
سلامتی هر چی نامرده … چون اگه نبودن، مردا شناخته نمیشدن.
به سلامتی مداد پاک کن
که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه …
به سلامتی اونی که بی کسه، ولی ناکس نیست.
امروز تو خیابون دست یه نفر یه قناری دیدم پرسیدم : فروشیه؟ گفت:
نه رفیقمه … به سلامتی همه اونایی که رفیقشونو نمیفروشن.
به سلامتی پل عابر پیاده که هم مردا از روش رد میشن، هم نامردا.
ب سلامتی دختری که به قول معروف fall in love میشه
ب سلامتی دختری که همیشه تو عشق پاکش شکست خورده
سلامتی دخترایی که هرروز با ی پسر دوست میشن و هزار بار خودکشی میکنن!
خط اولى گفت: ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی از هیجان لـرزید. خط اولـی گفت: و خانه اى داشته باشیم در یک صفحه دنج کـاغذ .
من روزها کار میکنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم یا خط کنار یک نردبام. خط دومی گفت: من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم یا خط یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت.
خط اولی گفت: چه شغل شاعرانه اى.. حتماً زندگی خوشی خواهیـم داشت
خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ...
خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باش
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم


دوستـــــــــــــــتون دارم
تا روزها در جاده دلتنگی بنشينم و افسوس دوری تو را بخورم .
درختان جاده زندگيم در حال خشك شدن هستند .
افسوس كه تو ديگر در كنارم نيستی .
افسوس كه سرنوشت برای ما جدايی را رقم زده .
افسوس كه هرچه بدوم و بدوم تو دور و دورتر می شوی .
گفتی ما بدون هم خوشبخت تريم اما . . . .
اما خوشبختی من در با تو بودن بود .
افسوس كه خوشی ها تمام شد .
افسوس كه باهم بودن ها تمام شد .
اما اگر تو بدون من خوشبختی دوری را تحمل می كنم .
من و تو دو خط موازی بوديم كه هرگز نقاشی پيدا نشد .
تا دو سر ما را عاشقانه به هم برساند .
و تا آخر اين دنيا موازی خواهيم ماند .
لعنت به اين دنيا . . .
اي عشق تو كيستى كه در دل همه هراس افكنى
_ برو برو دست از سر ما بردار _ سايه شومت را بر
سر ما نكش _ اى عشق تو چيستى با دل ساده و
تنهاى مردم چه میكنى _برو برو و ديگر مرا اذيت
نكن _ عشق دامنگيرم شده رهايم نميكند _ مرا رها
كن اى حيله گر _فريب عشق خوردم _ جامى پر از
معجون عشق و تنهايى نوشيدم _ اى عشق تو در
دل من هراس افكندى _ اى عشق عشق عشق
مرا تنها بگذار _ اى حيله گر رهايم كن _ شب و روز
درد تنهايى را مي چشم _عشق رهايم كن _نمي
خوام عاشق باشم _ نمي خوام _ خدا به فريادم
برس _ رهايم كن تا نفسي از اعماق وجودم در آيد
از سر چشمه آزادى درون دلم كه سالهاست
نفسي بيرون نداده _ آه _ نفسى هم نمى توانم بكشم _ عشق نفس مرا نيز گرفته …
I see you in the darkness, I see you in
the light
I see your eyes a shining in through
the night
Make me feel, make me feel like I
belong
Don't leave me, you won't leave me all
alone
Cast your eyes like summer skies
Bluer than the ocean, clearer than the
skies
Sunshine on a rainy day
Makes my soul, makes my soul, trip,
trip, trip away
Sunshine on a rainy day
Makes my soul, makes my soul, trip,
trip, trip away
You touch me with your spirit you
touch me with your heart
You touch me in the darkness I feel it
start
Make me feel, make me feel like I
belong
Like the wind in the desert, like a moon
on a sea
I know that you can hear the rhythm
of the rain
Although we're miles apart
I know you feel the pain
I try to be so strong
I try to carry on
But since you left the sun don't seem
to shine
My tears are falling on the words you
wrote to me
I wish that somehow they could take
me where I wanna be
It seems so long ago
You held me when I cried
For now I just pretend you're by my
side oh yeah
Everything that I touch turns to blue
When I'm living in a world without you
I'm going crazy baby
I am missing you
Can't imagine all I go through
When I'm living in a world without you
I'm not alone I know that you can feel it too
I try and watch a movie, but you're all
that I can see
And in my dreams I know I always see
you constantly
But then the dream comes to and end
and I'm alone
And now I can't seem to let this feeling
go oh baby
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مىکردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است
عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد
.فاصله ابراز عشق دور نیست
.فقط از قلب تا زبان است
کافی است که حرف دلتان را بیان کنید
دستم به آسمانت نمیرسد...
تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن...
خدایا...
دردها از آن بالا کوچک دیده میشوند...
بیا مسایل را رو در رو حل کنیم...
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود
یعنی میشه که ما دو تا یه روزی به هم برسیم؟
مهم فقط رسیدنه ، حتی اگه کم برسیم
یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟
به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه؟
یعنی میشه شب بشینم دست روی موهات بکشم؟
کاشکی بدونم چقـَدَرباید مکافات بکشم
یعنی میشه که شونه هات فقط پناه من باشه؟
چرا تا حالا نشده ، شاید گناه من باشه
یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه؟
هر کی برای اون یکی درست مثه فرشته شه
یعنی میشه با هم واسه خوشبختی زحمت بکشیم؟
یه خواب راحت بکنیم ، یه آه راحت بکشیم
یعنی میشه بازم بگی دیوونتم من ، دیوونت؟
دوباره عاشقم بشه اون دل مثل رودخونت
یعنی میشه با هم باشیم من و خدامون و خودت؟
درست مثه تولدم ، درست مثه تولدت
یعنی میشه که جای من فقط روی چشات باشه؟
تکیه کلام تو بازم ، من میمیرم برات باشه؟
یعنی میشه فقط یه بار خدا به ما نگا کنه؟
میگی نمیشه ولی من ، همش میگم خدا کنه
یعنی میشه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه؟
یه چیزی بشکنه فقط ، اونم طلسم ما باشه
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.
در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند
و این است عشق واقعی.
رو پله های آخری پشت تو گرداب الان
تو قله آرزوهات فرشته ها پیشت میان
وقت عذابت میرسه همینجا محشر خداست
تقاص این همه هوس این نعره های بی صداست
راحت بمیر زجه نزن
با توام جنازه ی تا خرخره توی لجن
بخوای نخوای میبرنت بی خودی دست و پا نزن
اون نعره های ممتدت گوش شبا رو پاره کرد
باز اون چشای حیرونت آدمارو نشونه کرد
آغوش بی محبتت پناه می داد به هر کسی
اون بوسه های بی هدف رژه می رفت رو هر لبی
راحت بمیر زجه نزن
با توام جنازه ی تا خرخره توی لجن
بخوای نخوای میبرنت بی خودی دست و پا نزن
از كدوم روز، از كدوم شب، از كدوم قلـّه رسيدي؟
كه با اعجاز ِ حضورت، من ُ از نو آفريدي!
بي تو روشن بودم اما، مثل ِ فانوس توي آفتاب!
سست ُ خالي مثل ِ نقش ِ سايه يي افتاده بر آب!
تو شروعي تازه بودي، روزني رو به ترانه!
فصل ِ آغاز ِ ظهور ِ واژه هاي عاشقانه!.......
از كدوم باغ، از كدوم شهر، از كدوم جاده رسيدي؟
كه با گوشه ي نگاهت، من ُ از نو آفريدي!
براي كشف ِ سكوتت، تا كجا بايد سفر كرد؟
واسه خوندن از تو بايد، چن تا حنجره خبر كرد؟
بايد از كدوم پرستو، راه ِ چشم ِ تو ر ُ پرسيد؟
با كدوم معجزه مي شه تو رُ از خود ِ تو دزديد؟......
من زمين خورده ام! اي عشق! وقتِ جنگ ِ تن به تن نيست!
اين شكست ُ مي پذيرم، من ِ من شبيه ِ من نيست!
فصل ِ معراج ِ شكوفه! فصل ِ رستاخيز ِ جنگل!
من ُ از خزون رها كن! من ُ تازه كن از اوّل..........!!!
عشق از نظره اس ام اس
عشق یعنی اینکه :
هرsms که بهت می رسه امیدواری اون باشه.
عشق یعنی اینکه :
برای هرکسی میخوای بزنی اشتباهی برای اون میزنی.
عشق یعنی اینکه :
دنبال یه موضوع میگردی که به اون sms بزنی.
عشق یعنی اینکه :
دائم موبایلتوچک میکنی نکنه از اون sms رسیده باشه.
عشق یعنی اینکه :
همش فکرمی کنی موبایلت تو جیبت می لرزه
ولی هی ضایع میشی.
عشق یعنی اینکه :
شبها کهsms هات نمی رسن اعصابت خرد میشه.
عشق یعنی اینکه :
یه sms به همراه اولش میفرستی ویکی به ایرانسل.
عشق یعنی اینکه :
هروقتsmsدیرمیرسه چندباردیگه send میکنی شایدزودتربرسه.
عشق یعنی اینکه :
هرجایی که یه شعر عاشقونه میبینی سریع براش smsمیکنی.
عشق یعنی اینکه :
قبض موبایلت فقط مخابراتو خوشحال میکنه.
عشق یعنی اینکه :
دو هزار sms درماه.

تورا ازبس زلالی دوستت دارم
تورا از بی مثالی دوستت دارم
اگرچه شاخه گلی هم ندارم
تورا بادست خالی دوستت دارم...
هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم ترس من از گم شدن نیست
از گرفتن دستی است که بی بهانه رهایم کرد....
مرا چون آینه هر کس به کیش خود پندارد
و الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگم
شبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندم
همان یک بار تار موی یار افتاد در چنگم
اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست
که من گریاندهام یک عمر دنیا را به آهنگم
به خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق است
فراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگم
“مرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانید”
همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم
تــــورو خدا بگيــــد چيكـار كنم؟؟؟؟؟![]()
ببخسید که دیر بهتون سر میزنم...........
اخه یه مشکله خیلی بزرگ داره تو خونمون اتفاق میفته.....
فک نکنم بتونم بیام پیشتون.........
چون به کمکتون نیاز دارم برین تو پروفایلم شمارم هست..........
لطف کنین بهم اس بدین........
فک نکنین میخوام سو استفاده کنما........
به کمکتون نیاز دارم........
دمتون گرم میبوسمتون![]()
![]()
كشتن انسان را كجا باور كنم
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
واي جنگل را بيابان ميكنند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان ميكنند
هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا
آنچه اين نامردان با جان انسان ميكنند
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست
در كويري سوت و كور
در ميان مردمي با اين مصيبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.